باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهي...
نوشته شده توسط نديم در 18 اردیبهشت 1397 در دلنوشته
:مناجاتی از خواجه عبدالله انصاری:
بارالها…
از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم،
نكند فرق به حالم ….
چه براني، چه بخواني،
چه به اوجم برساني
چه به خاكم بكشاني…
نه من آنم كه برنجم،
نه تو آني كه براني…
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم،
نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي،
در اگر باز نگردد،
نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي…
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهي…
نظر از: جواد رهبری [بازدید کننده]
سلام علیکم وفا خواهی جفا کش باش. حافظ
فرم در حال بارگذاری ...

آخرین نظرات